کارولین تانبی اسمیت عاشق نیوهیون، کانکتیکات شد، همان طور که بسیاری از مردم عاشق یک مکان می شوند: نه به یکباره، و نه به این دلیل که بروشوری به او گفته بود.
اول چیزهای کوچک بود. دویدن از کنار همان ایوان، همان تکان دادن سر، همان موج. روزهای تابستانی برای پروژهای که او را مجبور کرد شهر را بهعنوان یک چیز زنده و تا حدودی آشفته یاد بگیرد، در «گوشههای غبارآلود» شهرداری شهر سرگردان بود. و سپس انواع خاطراتی که نمی توانید برایشان برنامه ریزی کنید: نشستن روی چمن ها، در محاصره 8000 نفر، همه جمع شده بودند تا زیر باران به نوازنده ویولن سل یویو ما گوش دهند.
وجه اشتراک همه این لحظات تماشایی نبود، نزدیکی بود. آنها متکی بودند که مردم بتوانند همدیگر را ببینند، در کنار هم بمانند، و بدون عجله در فضا به اشتراک بگذارند. به عبارت دیگر، آنها به شرایط اولیه ای وابسته بودند که به مردم اجازه می دهد همسایه باشند.
امروزه، بسیاری از کارهای تانبی اسمیت بر بازگرداندن آن شرایط در شهری متمرکز است که تصمیمات برنامه ریزی اواسط قرن آنها را از بین برده است.
او به یاد می آورد: «اعتقاد من به نیوهیون واقعاً از روحیه وکالت، تاریخ، روح کارآفرینی شهر ناشی می شود که می توانید احساس کنید در پیاده روها و خیابان ها موج می زند. پادکست انقلاب از پایین به بالا. فکر میکنم، به عنوان یک جوان در آن زمان، آنقدر تحت تأثیر آن تجربه قرار گرفتم و همچنین دوستیهای زیادی ایجاد کردم که باعث شد بگویم، «هی، من هم میخواهم برای این مکان بجنگم»، درست مانند این مربیان و مربیانی که در اطرافم میبینم که برای این شهر میجنگند.
اکنون او یک توسکا در بخش 9 است.
در اواسط قرن بیستم، در اوج جنبش نوسازی شهری، نیوهون 120 میلیون دلار بودجه فدرال دریافت کرد تا به اصطلاح بلایای شهری را پاک کند و هسته صنعتی قدیمی خود را توسعه دهد. به رهبران شهر گفته شد که در حال ساختن آینده هستند، طرحی برای دیگران. در عوض آنچه در پی داشت، یک داستان هشداردهنده بود. ساخت I-91 محله ها را شکست، هزاران خانه را ویران کرد و فرار ساکنان به حومه شهر را تسریع کرد و پایه مالیات محلی را تخلیه کرد. آنچه قرار بود شهر را مدرن کند، در عوض آن را از هم پاشید. زخم ها بیش از نیم قرن بعد می سوزند.
تانبی اسمیت: «شما واقعاً می توانید شکاف را احساس کنید سال گذشته به PBS گفت، جدایی بین East Rock و Fair Haven را توصیف می کند. “بنابراین حدود یک سال پیش، من و چند نفر دیگر به این زیرگذر و این فضا نگاه کردیم و شروع کردیم به گفتن، “خوب، خوب، اگر قرار بود این منطقه را بگیریم و دوباره آن را در منطقه ای تصور کنیم که آنها را دوباره به هم وصل کند، چه می شود؟”
اما تانبی اسمیت در مورد بزرگراه مانند بنای یادبودی که شما سوگواری می کنید صحبت نمی کند. او در مورد آن مانند مشکلی صحبت می کند که می توانید با صبر و حوصله، علنی و با افرادی که در سایه آن زندگی می کنند، روی آن کار کنید. این طرز فکر به شهر کمک کرد تا یک کمک مالی فدرال برای برقراری ارتباط مجدد و راه اندازی ابتکار اتصال مجدد محله I-91 را دنبال کند. دریافت بودجه برای آینده ای متفاوت کلیدی است، اما آنچه به همان اندازه مهم است سیگنالی است که می فرستد: نیوهون شهری است که مایل است به جای زخم خود نگاه کند و با صدای بلند بگوید: ما می توانیم بهتر از این کار کنیم
به ویژه یک زیرگذر به نوعی محل اثبات آن تخیل شده است. برای سالها این همان جایی بود که شهرها نادیده میگرفتند: فضای باقیمانده، تاریک و غیردوستانه، اغلب زبالهها، به راحتی فراموش میشد مگر اینکه در نزدیکی زندگی کنید. تانبی اسمیت و شرکای آن در تلاش بوده اند تا آن را به یک پارک زیرگذر یا مکانی که در آن جوانان می توانند اسکیت بورد و تیراندازی کنند، تبدیل کنند. در نهایت، جایی که می توان در کنار رودخانه بایستد و احساس کند، حتی برای مدت کوتاهی، شهر در کنار اوست.
امید این است که این تنها آغاز راه باشد.
پاسخ اسمیت این بوده است که همزمان در دو مقیاس کار کند. اگر بزرگراه نمایانگر یک مانع بزرگ و ساختاری برای همسایگی است، او به همان اندازه به موارد کوچکتر و اجتماعی علاقه مند است – لحظاتی که مردم در جمع شدن، سازماندهی یا دعوت یکدیگر تردید دارند. به همین دلیل او کمک کرد. صندوق همسایگان خود را بشناسید راه اندازی کنید. این کمک هزینههای ساده 100 دلاری را برای ساکنانی که میخواهند میزبان چیزی کوچک باشند، مانند یک دیدار بسکتبال شنبه، یک باشگاه شطرنج، یک پاکسازی، و یک غواصی فراهم میکند. مقدار دلار تقریباً کمکم است، و این چیزی است که آن را قدرتمند میکند. این مانع را به اندازه ای کاهش می دهد که “من همیشه به … فکر می کردم” را به “بیا انجامش دهیم” تبدیل شود. به کسی که ایده ای دارد – شاید حتی به کسی که از خواستن آن کمی احساس احمقانه می کند – می گوید آنها مجاز به تلاش هستند.
در زمانی که افراد را به سمت درون سوق میدهد، اسمیت بر عکس آن شرط میبندد، نه با ایجاد جامعه تولیدی، بلکه با از بین بردن اصطکاکهایی که از شکلگیری آن جلوگیری میکند. چون شهرها به یکباره خوب نمی شوند. آنها روشی را که مردم انجام می دهند درمان می کنند: از طریق تجربیات مکرر و ملموس که به آرامی ایمان را باز می گرداند – ایمان به مکان می تواند تغییر، و ایمان به اینکه ما می توانیم آن را تغییر دهیم با هم.
درباره کار Caroline Tanbee Smith در مورد کارولین تانبی اسمیت بیشتر بدانید پادکست انقلاب از پایین به بالا.
منبع:
1- shahrsaz.ir ,نیوهون از وسط نصف شد. یک توسکا در تلاش است آن را به هم بپیچد
,2026-01-09 00:00:00
2- https://www.strongtowns.org/journal/2026-1-9-new-haven-was-cut-in-half-one-alder-is-trying-to-stitch-it-back-together
