بهترین آموزش های کاربردی در شهرسازی
بهترین آموزش های کاربردی در شهرسازی را از Urbanity.ir بخواهید
Sunday, 16 June , 2024
امروز : یکشنبه, ۲۷ خرداد , ۱۴۰۳
شناسه خبر : 8195
  پرینتخانه » مقالات تاریخ انتشار : 07 جولای 2021 - 14:04 | 9 بازدید | ارسال توسط :

پارک دلا ویلت، پاریس

Parc de la Villette, Paris, ©Bernard Tschumi Architects چرا من ازش خوشم میاد… من برای اولین بار در سال ۱۹۹۴ در سال دوم لیسانس خود در معماری منظر از پارک د لا ویلت اثر برنارد چومی آگاه شدم. این دوره به طراحی خاص مکان و اهمیت یک مفهوم طراحی قوی اهمیت زیادی داد، تاکیدی که […]

پارک دلا ویلت، پاریس


Parc de la Villette, Paris, ©Bernard Tschumi Architects

چرا من ازش خوشم میاد…

من برای اولین بار در سال ۱۹۹۴ در سال دوم لیسانس خود در معماری منظر از پارک د لا ویلت اثر برنارد چومی آگاه شدم. این دوره به طراحی خاص مکان و اهمیت یک مفهوم طراحی قوی اهمیت زیادی داد، تاکیدی که امروزه نیز باقی مانده است. به یاد می‌آورم که گروه کل سال زمان زیادی را صرف کاوش در ایده‌های فردی می‌کردند، اما اغلب برای تهیه طرح‌های اصلی نهایی تلاش می‌کردند که مفاهیم مکانی خاص ما را منعکس می‌کرد و به طور قابل‌توجهی با یکدیگر متفاوت بود. تقریباً در همین زمان از طراحی تشومی برای پارک دو لا ویلت آگاه شدم. من بلافاصله از ترکیب قدرت و وضوح در کانسپت شگفت زده شدم، و اینکه چگونه طراحی تقریباً به عنوان یک بسط یکپارچه از مفهوم ارتباط برقرار می شود، در حالی که تازه، فریبنده و با سادگی ارائه شده است که همه ما در تلاش بودیم و نتوانستیم به آن دست پیدا کنیم. آن زمان.

پارک دو لا ویلت یکی از پروژه‌های بزرگ فرانسوا میتران رئیس‌جمهور فرانسه بود و شامل بازسازی یک کشتارگاه سابق به مساحت ۵۵ هکتار در شمال شرقی مرکز شهر پاریس بود تا یک پارک شهری به‌عنوان یک مرکز فرهنگی، شامل موزه علم و نمایشگاه ایجاد کند. سالن برنارد چومی در سال ۱۹۸۳ برنده مسابقه طراحی بین المللی شد و این پارک تا سال ۱۹۸۷ به طور قابل توجهی تکمیل شد، اگرچه از زمان تکمیل آن دامنه امکانات فرهنگی به طور قابل توجهی افزایش یافته است. مفهوم طراحی برای پارک، ساختارشکنی فضا و شی را مورد بررسی قرار می‌دهد تا روابط تصادفی را امکان‌پذیر سازد، که عمداً نقطه مقابل رویکرد ترکیبی‌تر و زیباتر برای طراحی منظر است. این امر از طریق همپوشانی غیر ترکیبی از سه لایه، به عنوان خطوط (که نشان دهنده مسیرهای حرکتی کلیدی، هم مستقیم و هم «سینمایی» هستند)، نقاط (مربوط به حماقت‌های قرمز قابل توجهی که روی یک شبکه سفت و سخت قرار گرفته‌اند و پله‌ها را ایجاد می‌کنند، به دست آورد. بالا و پایین از سطوح مختلف) و سطوح (منعکس کننده فضاها، فعالیت ها و ساختمان های مختلف).

روشی که در آن رویکرد طراحی برنارد چومی از طریق لایه‌های «خط، نقطه و سطح» آن ارتباط برقرار شد، تأثیر زیادی بر من داشت و از آن زمان تاکنون به عنوان مرجع مفیدی باقی مانده است. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، نمی‌توانم در بسیاری از کارهای حرفه‌ای‌ام متوجه نباشم که کاوش و برقراری ارتباط بین لایه‌های یک طرح، یک تکنیک گرافیکی رایج بوده است، اگرچه شاید به اندازه طرح برنارد چومی در مفهوم طراحی نیست.

چه چیزی از آن یاد گرفت…

این طرح به عنوان یک یادآوری مفید عمل می کند که ارتباطات گرافیکی تقریباً همیشه باید ساده، از نظر بصری فریبنده باشد و از حداقل کلمات ممکن (در صورت وجود) برای توصیف آن استفاده کند. همچنین نشان می‌دهد که یک طرح می‌تواند از دو بعدی نبودن سود ببرد، و اثبات می‌کند که در نهایت همسویی کامل یک مفهوم طراحی با طرح ممکن است.

منبع:
۱- shahrsaz.ir ,پارک دلا ویلت، پاریس
,۲۰۲۱-۰۷-۰۷ ۱۴:۰۴:۱۹
۲- https://www.udg.org.uk/publications/articles/parc-de-la-villette-paris

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.