این ستون معمولاً در اوایل دسامبر ظاهر می شود، درست زمانی که آشپزخانه من پر از بوی شکر و ادویه و ریتم های آشنای پخت کریسمس است. امسال، به جای آن در اواسط ژانویه ظاهر می شود. دلیلش این نیست که فراموش کردم یا علاقه ام را از دست دادم. این به این دلیل است که ماه دسامبر آنطور که معمولاً رخ می دهد رخ نداده است. سال تا پایان ناآرام بود، و من هرگز لحظه آرامی را که برای بررسی آنچه این مراسم کوچک سالانه میخواهد به من بگوید به آن تکیه کنم، پیدا نکردم.
به نظر می رسد که این بخشی از داستان است.
سالها است که آنچه را که شاخص تورم شیرینیهای کریسمس مینامم را دنبال میکنم: قیمت یک سبد ثابت از موادی که هر ماه دسامبر برای پختن همان شیرینیهایی که مادربزرگهایم درست میکردند میخرم. همان دستور العمل ها همان مارک ها مقادیر مشابه همان قفسه های فروشگاه بدون تعویض، بدون تعدیل، بدون حقه لذت. فقط یک ثبت ساده از هزینه های انجام یک سنت خانوادگی.
من شروع به این کار کردم در سال 2019 چون احساس کردم چیزی خراب است قیمتها سریعتر از آنچه در داستان رسمی گفته میشد در حال افزایش بودند، و شکاف بین تجربه زنده و اطمینان کارشناسان بیشتر میشد. در طی چندین سال بعد، این شهود درست ثابت شد. مواد کوکی من سال به سال خیلی سریعتر از تورم رسمی افزایش یافت. این شاخص به روشی کوچک و شخصی برای مستندسازی واقعیتی تبدیل شد که به بسیاری از مردم گفته شده بود اعتماد نکنند.
تا امسال.
برای اولین بار از زمانی که ردیابی شاخص تورم کوکی کریسمس را شروع کردم، این رقم کاهش یافت. خطای گرد کردن نیست. مسطح نیست کاهش 3.6 درصدی
باید احساس آرامش می کردم. پس از سالها تماشای افزایش قیمتها – گاهی اوقات بهشدت – شواهدی وجود داشت که نشان میداد کارها حداقل کمی آسانتر میشدند. در عوض، چیزی را به غم نزدیکتر احساس کردم. دلیل آن ربطی به سیاست ملی یا نظریه اقتصاد کلان ندارد. این همه چیز به آنچه در محلی تغییر کرده است.
قبل از اینکه زنجیرهای بزرگ بر مناظر تسلط پیدا کنند، برینرد خواربار فروشی محله – اقلام واقعی – در سرتاسر شهر پخش می کرد. یکی از آنها روبروی خانه اول پدر و مادرم نشسته بود. زمانی که در آنجا زندگی میکردیم، من یک نوزاد بودم، و در دو سالگی نقل مکان کردیم، اما فروشگاه برای نسلها ثابت محله باقی ماند. والدین من مانند بسیاری دیگر از آنجا خرید میکردند، زمانی که عادی بود برای نیازهای روزمره پیاده به فروشگاهی نزدیک میرفتند. ما خانواده ای را می شناختیم که آن را اداره می کردند. من دبیرستان را با پسرشان که در نهایت فروشگاه را تعطیل کرد زمانی که کسب و کار خواربار فروشی محله سرانجام از نظر مالی ناتوان شد.
اولین کار واقعی من در رینبو فودز بود. تا دوران دبیرستان 30 ساعت در هفته گاری ها را هل می دادم و قفسه ها را انبار می کردم. آن فروشگاه در مرکز شهر، در محل سابق انبار قطار تاریخی که خراب شده بود و با یک مرکز خرید استریپ جایگزین شده بود، قرار داشت. وجود آن اساساً جایگزین خواربار فروشی های گوشه ای شد و آنها را به عنوان چیز جدید بعدی از تجارت خارج کرد. Rainbow Foods برای مدتی زنده ماند، اما در نهایت زمانی که همه چیز به کنارگذر بزرگراه منتقل شد، بسته شد. امروز، ساختمان لنگ می زند با یک فروشگاه دلار در گوشه ای و یک مغازه لوازم یدکی خودرو در گوشه ای دیگر. بسیاری از آن خالی می نشیند.
همه اینها فقط فروشگاه نبودند. آنها کارفرمایان، زیرساخت های اجتماعی و مخزن حافظه محلی بودند.
پس از بسته شدن Rainbow، خرید مواد غذایی ناپدید نشد. تثبیت شد. Cub Foods و Super One جایگزین Rainbow بهعنوان خواربارفروشهای بزرگ در منطقه شدند و فروشگاههای بزرگتر، قیمتهای پایینتر و راحتی بیشتر را ارائه کردند. جایی که رنگین کمان زمانی جای خواربار فروشی های گوشه ای را گرفته بود، Cub و Super One جای رنگین کمان را گرفتند.
در طول سال گذشته، این تحکیم گام بعدی خود را برداشت. سوپر وان کاب را خرید. یک زنجیر دیگری را جذب کرد. تعداد فروشگاه ها کاهش یافت، تعداد کارفرمایان کاهش یافت و انتخاب های در دسترس کارگران و خریداران محدود شد. به ما گفته شد که این پیشرفت، گام بعدی در به حداکثر رساندن کارایی است.
قبل از فروش، یک اختلاف کارگری طولانی مدت وجود داشت. کارگران خواربارفروشی – افرادی که در طول همه گیری و فراتر از آن ظاهر شده بودند – اعتصاب کرد در مورد دستمزدها و شرایط کاری که نتوانسته بود با افزایش هزینه ها هماهنگی کند. سرانجام پس از ماه ها درگیری، قرارداد جدیدی به تصویب رسید. دستمزدها بالا رفت شرایط بهبود یافته است. روی کاغذ، این یک برد بود. و بعد یکی از فروشگاه ها بسته شد.
از کارمندان دعوت شد تا دوباره برای شغل در محل باقیمانده درخواست دهند. برخی دوباره استخدام شدند. برخی نبودند. دوست خانوادگی نزدیک – باهوش، توانا، عمیقاً با تجربه، اما همچنین سخنگوی اتحادیه در طول اختلاف – انتخاب نشد. او بخش قابل توجهی از زندگی خود را به آن فروشگاه داده بود. وقتی تثبیت شد، او دیگر بخشی از آینده نبود.
این شرایطی است که قبض مواد غذایی من در آن کاهش یافت.
فروشگاهی که الان از آن خرید می کنم ارزان تر است. این یک توهم نیست. هر کسی که اینجا زندگی می کند آن را می داند. شما می توانید آن را به روش های کوچک و روزمره احساس کنید: یک دلار کمتر اینجا، فروش در آنجا. برای خانواده ای که تحت فشار هستند، این پس انداز مهم است. اما ارزان بودن همان چیزی نیست که مقرون به صرفه باشد. و قطعاً همان چیزی نیست که سالم باشد.
قیمتهای پایینتر با فروشگاههای کمتر، کارفرمایان کمتر، رقابت کمتر، افزونگی کمتر و کنترل محلی کمتر همراه شد. آنها با دستمزدهای کاهش یافته برای برخی، صدای کمتر برای کارگران، و حاشیه های مراقبتی کمتری آمدند. آنها پس از درگیری، بسته شدن و از دست دادن آمدند.
این بخشی از داستان تورم است که تقریباً هرگز در مورد آن صحبت نمی کنیم. هنگامی که سیستم ها تحت فشار هستند، معمولاً انسانی تر نمی شوند. ساده تر می شوند. پیچیدگی – مالکیت محلی، کارکنان مجرب، روابط طولانی، افزونگی و انعطافپذیری – به نام کارآمدی از بین میرود. قیمت ها اغلب پس از این اتفاق می افتد، اما نه به این دلیل که سیستم بهبود یافته است. آنها سقوط می کنند زیرا ما قسمت هایی از خودمان را ریخته ایم.
برای سالها، شاخص تورم شیرینی کریسمس بیانگر خشم خاموش بود. این راهی بود برای گفتن اینکه چیزی اشتباه است و ما نباید خلاف آن را تظاهر کنیم، به خصوص وقتی مردم چنین هستند به ما می گوید که از طرف دیگر نگاه کنیم. امسال، خشم به نظر پاسخ اشتباهی بود. شاخص با خودش تناقض نداشت. فاز بعدی را نشان داد.
شکر ارزانتر به قیمت دستمزدهای پایینتر، انتخابهای کمتر و جامعهای که حرف کمتری در مورد زندگی اقتصادی خود دارد، تمام شد. این مبادله ممکن است در آمارهای ملی نشان داده نشود، اما در مکان هایی مانند من به وضوح نشان می دهد.
من کارگرانی را که برای دستمزد بهتر جنگیدند سرزنش نمی کنم. من خانواده هایی را که سعی می کنند دلارهای خواربار فروشی خود را افزایش دهند سرزنش نمی کنم. من حتی شرکتهایی را که با ادغام به فشارها پاسخ میدهند سرزنش نمیکنم. اینگونه است که سیستم های شکننده تحت استرس رفتار می کنند. سادهسازی در ابتدا مانند تسکین به نظر میرسد.
اما درک این موضوع که احساس آرامش از دست دادن چیزی که زمانی اهمیت داشت، غمگین است. سنت ها به تداوم بستگی دارد. جوامع نیز همینطور. هنگامی که آن ها از بین می روند، هزینه ها ناپدید نمی شوند. آنها به تعویق افتاده اند. آنها دیرتر ظاهر می شوند، به روش های ساکت تر و سخت تر برای اندازه گیری.
قیمتهای ارزانتر میتواند در لحظه پیشرفت داشته باشد، به خصوص پس از سالها فشار. اما سیستمهایی که با محدود کردن انتخاب، کاهش افزونگی و کاهش تجربه به مقرون به صرفه بودن دست مییابند، به ندرت برای مدت طولانی ارزان میمانند. شکننده می شوند. آنها ظرفیت سازگاری بدون شکستن را از دست می دهند. چیزی که امروز پسانداز به نظر میرسد، اغلب فردا به صورت حساب بزرگتری تبدیل میشود.
امسال، شاخص تورم شیرینی کریسمس کاهش یافت. و این به اندازه شناخت احساس آرامش نمی کرد: ارزان قیمت مقرون به صرفه نیست و هرگز هم نبوده است.
به پختن ادامه میدم قیمت ها را پیگیری خواهم کرد این آیین هنوز اهمیت دارد. اما من بیش از هر زمان دیگری متقاعد شدهام که آنچه باید به آن توجه کنیم این نیست که چیزهای امروزی چقدر هزینه دارند، بلکه این است که چه نوع سیستمی را میسازیم تا آنها را ارزانتر کنیم. و آنچه آن سیستم در طول زمان از ما خواهد خواست.
منبع:
1- shahrsaz.ir ,بهروزرسانی شاخص تورم کوکی کریسمس، بهروزرسانی 2025
,2026-01-12 00:00:00
2- https://www.strongtowns.org/journal/2026-1-12-christmas-cookie-inflation-index-2025-update

دیدگاهتان را بنویسید