Placemaking مرده است، زنده باد Placemaking!

Placemaking مرده است، زنده باد Placemaking!


ما خود را در یک دوره سیاسی می یابیم که در آن زبان به سلاح تبدیل می شود. رهبران می گویند که دقیقا برعکس آن چیزی که ما مستقیماً تجربه می کنیم اتفاق افتاده است. “حقیقت” هر روز بیشتر به عقیده ای تبدیل می شود که می توانید با صدای بلند فریاد بزنید.

شرایط شدید ما چیزی را نشان می دهد که همیشه صادق بوده است: زبان مهم است. کلماتی که استفاده می کنیم و معانی آنها اغلب هسته هایی هستند که رفتارها، محیط اطراف و زندگی جمعی ما را شکل می دهند.

و در این پی، ما اعلام می کنیم که مکان سازی مرده است. خوب، حداقل، اصطلاح “مکان سازی” است.

قربانی موفقیت خودش

حقیقت این است که مکان‌سازی قربانی محبوبیت خودش است: مردم اهمیت آن را به عنوان یک رویکرد درک کرده‌اند و یک نیاز این اولین عارضه است. ما به طور جمعی تشخیص داده‌ایم که به مکان‌های بهتری نیاز داریم، که بسیاری از پیش‌فرض‌های مدرن ما خیلی خوب نیستند. اما ما درک یا توافق مشترکی در مورد اینکه چه چیزی مکان را معنا می کند، نداریم، حتی اگر همه ما آن را بخواهیم. در این خلأ، اصطلاح فراگیر «مکان‌سازی» وارد می‌شود، که اکنون می‌تواند به یک عمل، یک فرآیند، یک نتیجه یا یک پروژه به سمت یک هدف نامشخص توسط افراد مختلف در زمان‌های مختلف اشاره کند.

مانند بسیاری از مفاهیم دیگر که به کلمات رایج تبدیل می‌شوند (اغلب تا حدی به دلیل موفقیت و ارزش واقعی)، و سپس در تبلیغات مورد استفاده قرار می‌گیرند، «مکان‌سازی» بیشتر معنای کاربردی خود را از دست داده است. وقتی یک مفهوم زمانی خاص شروع به نیاز به واجد شرایطی مانند «مکان‌سازی استاندارد، «مکان‌سازی استراتژیک»، «مکان‌سازی خلاقانه»، «مکان‌سازی تاکتیکی» یا «مکان‌سازی» می‌کند تا بدانیم کسی دیگر در مورد چه چیزی صحبت می‌کند، می‌دانی که راه خود را گم کرده‌ایم.

این عدم اجماع منجر به سه مشکل عمده شده است.

مکان سازی یک رشته است یا زودیاک؟ آیا برای اینکه بفهمیم در حال انجام چه کاری هستیم، نیاز به آزمون شخصیت داریم؟

سه مشکل اساسی در اصطلاح «مکان‌سازی»

1. مبهم بودن اصطلاح “مکان سازی” باعث سردرگمی بین شبکه متخصصان و اعضای جامعه می شود که در ایجاد، سرپرستی و بهبود مکان های ما نقش دارند.

“ما در اینجا برخی از عناصر مکان‌سازی را انجام خواهیم داد.” ها؟ این به چه معناست؟ هنر عمومی؟ محوطه سازی؟ نشستن؟ گزینه های غذایی؟ «مکان‌سازی» به‌عنوان شناسه‌ای برای اقدامات یک‌بار استفاده می‌شود که اکنون به‌عنوان «ایجاد مکان» یا «احساس مکان» دیده می‌شوند.

در بهترین حالت، چنین زبانی حاکی از تفکر ابلهانه است، که صرف حضور شیئی که دوست داریم، «مکان» خوبی ایجاد می کند، حتی اگر درک مشترکی درباره معنای آن نداشته باشیم. بدتر از آن، می‌تواند معادل گذاشتن رژ لب روی خوک باشد، تلاشی نمادین، تلاش برای چسباندن چیزی خوب به چیزی که بیشتر زشت یا ناخوشایند است. در بدترین حالت، چنین کلماتی می‌تواند نشان‌دهنده یک استراتژی عمدی طردکننده برای ایجاد سیگنال‌هایی برای جذب ثروتمندان بدون مراقبت (یا با قصد واقعی) برای جابجایی حامیان موجود باشد.

2. موفقیت تلاش‌ها تحت عنوان «مکان‌سازی» منجر به تبدیل شدن آن به یک اولویت مالی شده است.

بنیادها و دولت‌های خوش‌نیت برای کمک به پروژه‌های مکان‌سازی در تلاش برای بهبود جوامعی که به آنها اهمیت می‌دهند، کمک می‌کنند. بنابراین به طور طبیعی، افراد، سازمان‌ها و شهرهایی که برای کار خود به حمایت مالی نیاز دارند، تلاش‌های موجود را به‌عنوان مکان‌سازی در نظر می‌گیرند. گاهی اوقات اشتباه نمی‌کنند که کاری که انجام می‌دهند می‌تواند به بهبود یک مکان کمک کند (یعنی می‌تواند بخشی از یک تلاش بزرگ‌تر و جامع‌تر برای مکان‌سازی باشد)، اما با این وجود، نتیجه این است که «مکان‌سازی» به انواع مختلفی از تلاش‌ها و پروژه‌ها متصل شده است که لزوماً مکان‌ها را قوی‌تر یا بهتر نمی‌کنند، که البته معنای این واژه را کمرنگ‌تر می‌کند. مفاهیم ارزشمند دیگری مانند «پایداری»، «برابری» و «تاب‌آوری» نیز به همین سرنوشت دچار شده‌اند.

در نتیجه، جوامع بی‌خبر، مشتریان و متخصصان به طور یکسان می‌توانند فکر کنند که چیزی بسیار بهتر و تأثیرگذارتر از آنچه واقعاً تحقق می‌یابد دریافت می‌کنند و ناامید می‌شوند.

3. Placemaking از یک فعل به یک اسم تبدیل شده است و یک رویکرد را به یک چیز تبدیل می کند.

مکان سازی در بهترین حالت خود لنزی است که هر فعالیت مربوط به محیط ساخته شده می تواند (و باید) از آن عبور کند. ساخت و ساز، عملیات یا رویدادها همگی می توانند مکان ساز یا تخریب کننده مکان باشند. هیچ چیز ذاتا خوب یا بد نیست. مکان یابی رویکردی را با نتایج مثبت توصیف می کند.

اما با محدود شدن هرچه بیشتر «مکان‌سازی» به تلاش‌های مبتنی بر کمک‌های مالی و پروژه‌ای، «مکان‌سازی» به افزوده‌های یکباره ختم می‌شود. رویدادهای تک؛ یا خلبانان کوتاه مدت و بن بست. بدون هیچ مکانیزمی برای ادامه، شانس این تلاش‌ها تأثیر پایدار کم است. جوامع ناآگاه، مشتریان و متخصصان به طور یکسان به این باور می رسند که چیزی بسیار بهتر و تأثیرگذارتر از آنچه واقعاً تحقق می یابد، دریافت می کنند، و نتایج ناامیدکننده است.

بنابراین، ما افراد زیادی را داشته‌ایم که سعی می‌کنند مکان‌ها را بهتر کنند، اما اغلب به دلیل پیش‌فرض‌های بد در مورد آنچه مکان‌سازی می‌تواند و باید باشد، موفق نبوده‌اند. تکثیر واجد شرایطی که برای این اصطلاح می بینیم، نشانه ای از این سردرگمی است. مردم سعی می کنند بین تمام تفاوت های ظریف این عمل تفاوت قائل شوند، اما در نتیجه، خود این اصطلاح کاربرد خود را از دست داده است.

و بنابراین ما مکان سازی را مرده تلفظ می کنیم.

زنده باد مکان سازی!

اما زنده باد مکان سازی! فقط به این دلیل که کلمه ممکن است (در حال حاضر) معنای خود را از دست داده باشد، به این معنی نیست که این عمل هنوز هم برای ایجاد مکان‌هایی که از جامعه و تجارت حمایت می‌کنند موثر و ضروری نیست. قبل از وجود این اصطلاح درست بود و پس از پایان کمک های مالی صادق خواهد بود.

نکته اساسی این است که این اصطلاح را به عنوان یک عمل مداوم، یک فرآیند، یک رویکرد بازیابی کنیم.

همانطور که در بالا ذکر شد، هر اقدامی می تواند تقویت مکان یا تخریب مکان باشد. بنابراین، مکان‌سازی کاری نیست که شما انجام دهید، این است چگونه تو یه کاری میکنی این یک جهت گیری برای نحوه ساخت، عملکرد، برنامه ریزی، بودجه، حکومت و غیره است. این فرآیندی است که منجر به نتیجه یک مکان قوی می شود. و ذاتاً کل نگر است. اگر در مورد یک رویکرد جامع برای ایجاد حس مکان صحبت نمی کنید، لطفا فقط از این کلمه استفاده نکنید. در عوض بگویید که ویژگی‌های فیزیکی اضافه می‌کنید، یا رویدادی را انجام می‌دهید، یا محوطه‌سازی زیبا و غیره اضافه می‌کنید. مکان سازی یک است ادغام از این اعمال، نه اعمال خاص به خودی خود.

چگونه به Placemaking کمک کنیم تا زندگی طولانی و موفق داشته باشد

مهم‌ترین پیامی که می‌توانیم در پایان روز بدهیم این است که باید به کارهایی که مکان‌ها را بهتر می‌کند ادامه دهیم. از قضا، اصطلاح “مکان سازی” به جای حمایت از آن کار، اکنون در راه است.

در اینجا سه ​​توصیه وجود دارد:

  1. از همه اصلاح‌کننده‌های مکان‌سازی دور شوید. اصلاح‌کننده‌ها به راحتی تبدیل به اصطلاحات تخصصی می‌شوند، که به جای بهتر شدن، ارتباط را بدتر می‌کند. تنبل نباش! آنچه را که واقعاً انجام می دهید، به جای تکیه بر کلمات کلیدی توصیف کنید.
  2. بیایید «مکان‌سازی» را به‌عنوان یک فعل که باید با زمینه بسیار بیشتری در هنگام استفاده در پروپوزال یا مکالمه ارائه شود، بازیابی کنیم. وقتی قصد ایجاد چیزی را دارید، باید آنچه را که قصد انجام آن را دارید به وضوح توضیح دهید: فرآیند چیست و نتایج پیش بینی شده چیست؟
  3. استفاده از اصطلاح دقیق‌تری مانند «هنر عمومی»، «سایبان درخت»، «نشستن»، «وسایل بازی» یا «رویدادهای عمومی» را در نظر بگیرید. اگر این کارها به خوبی انجام شوند، به حس مکان می‌افزایند و بخشی از رویکرد مکان‌سازی خواهند بود. از نظر تأثیر، اصطلاحی مانند «فعال‌سازی» یا، به‌طور دقیق‌تر، «انجام کارهایی که افراد بیشتری را به طور منظم به اینجا می‌آورد» اغلب با دقت بیشتری اهداف چنین تلاش‌هایی را توصیف می‌کند به گونه‌ای که از سردرگمی فرضیات ناگفته توسط سخنران یا مخاطبان جلوگیری می‌کند.

زبان مهم است، و اگر شنیدید که شخصی از «مکان‌سازی» برای توصیف قصد خود برای پروژه استفاده می‌کند، او را در مورد معنای واقعی خود به چالش بکشید. اجازه ندهید آنها شما یا خودشان را گول بزنند. هنگامی که هرکس نسخه خود را از معنای این کلمه تصور می کند، همکاری غیرممکن می شود. از اهداف و روش های تحقق آن مطلع شوید. در پایان، اصطلاحاتی که ما برای این کار استفاده می کنیم ممکن است تغییر کند و تکامل یابد، اما مکان هایی که ایجاد می کنیم همان چیزی است که واقعاً می خواهیم برای همیشه باقی بماند.

[[divider]]

این مقاله در ابتدا، به شکل کمی متفاوت، در Max Musicant منتشر شد تمرین مکان، که بر هنر و علم ایجاد مکان های عمومی و مشترک پررونق تمرکز دارد. با اجازه در اینجا به اشتراک گذاشته شده است.

منبع:
1- shahrsaz.ir ,Placemaking مرده است، زنده باد Placemaking!
,2026-02-12 00:00:00
2- https://www.strongtowns.org/journal/2026-2-12-placemaking-is-dead-long-live-placemaking

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های بیشتر