سیاست یک بام دو هوای ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور/
نامه گروهی از کنشگران میراث فرهنگی فارس
با تغییر ریاست در پژوهشگاه میراث فرهنگی همگان امیدوار به تداوم مسیری بودند که با تلاش ریاست پیشین پژوهشگاه آغاز شده بود. اما رییس جدید پژوهشگاه در این مدت زمان چهار ماهه که بر مسند ریاست تکیه زده نه بر اساس عمل بر مبنای قانون که بر مبنای سلایق شخصی و تحت تاثیر افراد و نهادهای بیرونی گویا در حال ادارۀ امور است. محلی که این تناقضات را به خوبی آشکار میسازد قطار شهری شیراز است. پروژه قطار شهری شیراز علیرغم تمام حواشی که به همراه داشته نکتهای را روشن نموده و آن اینست که سیاستهای اجرایی و پژوهشی ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور به عنوان رکن پژوهشی وزارتخانه میراث فرهنگی کشور، نه بر اساس آییننامه، دستورالعمل و رویۀ مشخص بلکه صرفاً بر اساس نظرات شخصی افراد پیش میرود. این رویۀ باعث چند دستگی و تاخیر در تصمیمگیری و بعضاً ناهماهنگی در عمل شده است. در حالیکه مدیریت پیشین با آگاهی از شرایط در قالب تفاهمنامه وظیفۀ مطالعات میراث فرهنگی و کاوشهای باستانشناسی قطار شهری شیراز را به دانشگاه هنر شیراز به عنوان یک نهاد علمی مرجع در کشور تفویض نمود، با تغییر مدیریت و حضور مدیر جدید بر مسند ریاست پژوهشگاه ابتدا در مصاحبهای اعلام نمود با اصلاحاتی تفاهمنامه پیشین را قبول دارد و در نشستی چهارجانبه با حضور معاونت حمل و نقل شهرداری شیراز، ریاست ادارۀ کل میراث فرهنگی استان فارس و ریاست دانشگاه هنر شیراز برگزار شد اعلام کرد که با اصلاحاتی تفاهم نامه امضاء و کار پژوهش به سرعت آغاز میشود (تفاهمنامه مشترک بین پژوهشگاه میراثفرهنگی، دانشگاه هنر و شهرداری شیراز بزودی امضا میشود – خبرگزاری میراث آریا، 3 بهمن 1403)
اما شنیدهها حاکی است پس از ملغی اعلام نمودن تفاهم نامه دوران ریاست پیشین، در مراحل امادهسازی تفاهم نامۀ مجدد به ناگاه تغییر نظر داده و اعلام نموده که با هرگونه تفاهمنامه و محول نمودن وظایف به دانشگاه مخالف است.
اینکه ابتدا با تفاهمنامه موافقت شده اما سپس اعلام مخالفت نموده از کجا نشأت میگیرد و از کجا و از سوی چه اشخاصی به ایشان فشار وارد میشود؟ چرا یک پروژه با ماهیتی اساساً اجرایی/پژوهشی ناگهان جنبه امنیتی یافته است؟ چرا ایشان از حضور دانشگاهها در پروژههای باستانشناسی نجاتبخشی واهمه دارد و طفره میرود؟ چرا فقط مترو شیراز و ایستگاه شاهچراغ برای ایشان مهم است در حالیکه در شهرهای دیگر همچون کرمانشاه در حال حاضر مترو در حال احداث است و پژوهشگاه هیچگونه نظارتی بر آن ندارد؟ آیا این شایعات درست است که ایشان در نظر دارد با گسیل نیروهای خودی زمینه توقف مترو شیراز را فراهم آورده و به این دلیل خواهان حضور نیروهای متخصص دانشگاه نیست؟ چرا بر خلاف نظر رییس جمهور محترم که بر همکاری و وفاق ملی و بین دستگاهی تاکید دارند، ایشان از چنین خطمشی پیروی نمیکند؟ آنچه به این شایعات دامن میزند گذاشتن یک فرد غیرمتخصص در بافت تاریخی شیراز است درحالیکه این بافت در حال تخریب و نابودی است اما مدیران پژوهشگاه هیچ اهمیتی برای بافت تاریخی شیراز قائل نبوده و حتی از آن بازدید ننمودهاند اما، ایستگاه شاهچراغ اینچنین برای ایشان مهم است؟ متاسفانه از ایشان در این مدت فقط مصاحبه دیده شده است و اقدام عملی برای بهبود شرایط میراث فرهنگی کشورصورت نداده است. برخلاف تصور که ایشان عضو هیات علمی دانشگاه هستند پیگیریها نشان میدهد ایشان بیشتر چهرهای سیاسی است و سوابق وی نیز نشانگر این موضوع است.
ادامه متن👇
نامه گروهی از کنشگران میراث فرهنگی فارس
با تغییر ریاست در پژوهشگاه میراث فرهنگی همگان امیدوار به تداوم مسیری بودند که با تلاش ریاست پیشین پژوهشگاه آغاز شده بود. اما رییس جدید پژوهشگاه در این مدت زمان چهار ماهه که بر مسند ریاست تکیه زده نه بر اساس عمل بر مبنای قانون که بر مبنای سلایق شخصی و تحت تاثیر افراد و نهادهای بیرونی گویا در حال ادارۀ امور است. محلی که این تناقضات را به خوبی آشکار میسازد قطار شهری شیراز است. پروژه قطار شهری شیراز علیرغم تمام حواشی که به همراه داشته نکتهای را روشن نموده و آن اینست که سیاستهای اجرایی و پژوهشی ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور به عنوان رکن پژوهشی وزارتخانه میراث فرهنگی کشور، نه بر اساس آییننامه، دستورالعمل و رویۀ مشخص بلکه صرفاً بر اساس نظرات شخصی افراد پیش میرود. این رویۀ باعث چند دستگی و تاخیر در تصمیمگیری و بعضاً ناهماهنگی در عمل شده است. در حالیکه مدیریت پیشین با آگاهی از شرایط در قالب تفاهمنامه وظیفۀ مطالعات میراث فرهنگی و کاوشهای باستانشناسی قطار شهری شیراز را به دانشگاه هنر شیراز به عنوان یک نهاد علمی مرجع در کشور تفویض نمود، با تغییر مدیریت و حضور مدیر جدید بر مسند ریاست پژوهشگاه ابتدا در مصاحبهای اعلام نمود با اصلاحاتی تفاهمنامه پیشین را قبول دارد و در نشستی چهارجانبه با حضور معاونت حمل و نقل شهرداری شیراز، ریاست ادارۀ کل میراث فرهنگی استان فارس و ریاست دانشگاه هنر شیراز برگزار شد اعلام کرد که با اصلاحاتی تفاهم نامه امضاء و کار پژوهش به سرعت آغاز میشود (تفاهمنامه مشترک بین پژوهشگاه میراثفرهنگی، دانشگاه هنر و شهرداری شیراز بزودی امضا میشود – خبرگزاری میراث آریا، 3 بهمن 1403)
اما شنیدهها حاکی است پس از ملغی اعلام نمودن تفاهم نامه دوران ریاست پیشین، در مراحل امادهسازی تفاهم نامۀ مجدد به ناگاه تغییر نظر داده و اعلام نموده که با هرگونه تفاهمنامه و محول نمودن وظایف به دانشگاه مخالف است.
اینکه ابتدا با تفاهمنامه موافقت شده اما سپس اعلام مخالفت نموده از کجا نشأت میگیرد و از کجا و از سوی چه اشخاصی به ایشان فشار وارد میشود؟ چرا یک پروژه با ماهیتی اساساً اجرایی/پژوهشی ناگهان جنبه امنیتی یافته است؟ چرا ایشان از حضور دانشگاهها در پروژههای باستانشناسی نجاتبخشی واهمه دارد و طفره میرود؟ چرا فقط مترو شیراز و ایستگاه شاهچراغ برای ایشان مهم است در حالیکه در شهرهای دیگر همچون کرمانشاه در حال حاضر مترو در حال احداث است و پژوهشگاه هیچگونه نظارتی بر آن ندارد؟ آیا این شایعات درست است که ایشان در نظر دارد با گسیل نیروهای خودی زمینه توقف مترو شیراز را فراهم آورده و به این دلیل خواهان حضور نیروهای متخصص دانشگاه نیست؟ چرا بر خلاف نظر رییس جمهور محترم که بر همکاری و وفاق ملی و بین دستگاهی تاکید دارند، ایشان از چنین خطمشی پیروی نمیکند؟ آنچه به این شایعات دامن میزند گذاشتن یک فرد غیرمتخصص در بافت تاریخی شیراز است درحالیکه این بافت در حال تخریب و نابودی است اما مدیران پژوهشگاه هیچ اهمیتی برای بافت تاریخی شیراز قائل نبوده و حتی از آن بازدید ننمودهاند اما، ایستگاه شاهچراغ اینچنین برای ایشان مهم است؟ متاسفانه از ایشان در این مدت فقط مصاحبه دیده شده است و اقدام عملی برای بهبود شرایط میراث فرهنگی کشورصورت نداده است. برخلاف تصور که ایشان عضو هیات علمی دانشگاه هستند پیگیریها نشان میدهد ایشان بیشتر چهرهای سیاسی است و سوابق وی نیز نشانگر این موضوع است.
ادامه متن👇