اگر در تهران زمینلرزهای رخ دهد، اتفاقی متفاوت با زلزله بم ۱۳۸۲ خواهد بود. بسیاری از مردم فکر میکنندکه هرگاه زلزلهای در شهری بزرگ بیاید، بلافاصله هلیکوپترها بر فراز شهر حاضر میشوند و کمکرسانی از طریق آسمان شروع خواهد شد! ولی عملا این تصور واقعبینانه نیست و درتهران ماجرا پیچیدهتر است. بعد از شهر تهران، مشهد، اصفهان، کرج و تبریز پرجمعیتترین شهرهای ایران هستند و همه این شهرها باید در مقابل سوانح آماده شوند.
باید توجه کنیم که زلزله تهران شبیه هیچکدام از زلزلههای طبس ۱۳۵۷، منجیل ۱۳۶۹، بم۱۳۸۲ و ورزقان ۱۳۹۱ نخواهد بود. احتمالا تجربه منحصربهفردی خواهد بود که آن را تاکنون در ایران نداشتهایم و تنها باید برای آن، بر پایه مطالعه و مدلسازی و شبیهسازی سناریوهای گوناگون و شناخت سناریوی بدترین حالت آمادگی لازم را پیدا کنیم. زمان رخداد آن زلزله را نمیدانیم اما برپایه آنچه که از دوره بازگشتهای زلزلههای مهم در پیرامون تهران میدانیم، آن زلزله ممکن است روزی اتفاق بیفتد. در سال ۱۳۷۰ برنامهای دنبال میشد تا در باغ شاطر دربند ساختمان بلند – برجی – احداث شود. این برنامه ایده شهردار وقت بود و مشاور شهرسازی ابراز میداشت که در کنار کاخ سعدآباد (محله نسبتا فقیرنشین باغ شاطر در آن روز) و در عمل در سوی دیگر خیابان دربند محلهای احداث شده است که تناسبی با آن سوی دیگر خیابان دربند (کاخ) ندارد! این محله که در کنار باغ بزرگ ملک و در حد فاصل گلابدره و دربند قرار داشت – و قرار دارد – باغ شاطر نام دارد. هدف آن بود که این بناهای احداث شده – بیشتر در سالهای بعد از انقلاب- با مدرنسازی و شهرسازی جدید ساماندهی شود (ایده محوری هم احداث برجی بلند در باغ شاطر بود). با مطالعات ما مشخص شد که محله باغ شاطر روی یک زمین لغزش بزرگ، با صفحه لغزش مشخص (با شیب به سوی جنوب)، بر روی گسل شمال تهران (با شیب به سوی شمال) قراردارد. ضمنا این توجه بعدها به محلههای دیگر نیز از جمله فرحزاد، حصارک کن، سوهانک و سعادت آباد و ولنجک در شمال تهران گسترش یافت.
پنج سال اخیر پدیده عجیبی بهصورت ساخت بناهای متعدد بلندمرتبه – ۶ تا ۱۲ طبقه و بلندتر – در چنین پهنه پرمسالهای دیده میشود. جالب است که در تمام ۲۵ سال گذشته تحول در این منطقه ادامه داشته ولی سرعت اخیر در ساخت بناهای بلندمرتبه و بهویژه رشد ساخت این همه ساختمان بر روی شیبهای گاه تا ۶۰ درجه وبیشتر عجیب و باورنکردنی به نظر میرسد. نکته جدید بیشتر از جنبه عجله در ساخت بناهای بلندمرتبه (۶، ۱۰، ۱۲ و گاه تا ۲۰ و ۲۲ طبقه) در نواحی شمال تهران و بر روی پهنه گسل شمال تهران است. در این مورد نکتههای زیر مهم به نظر میرسد:
– ساخت بنا «بر روی» پهنه گسل فعال در آییننامههای مهم در کشورهای لرزهخیز (نظیر آییننامه AP در کالیفرنیا و آییننامه نیوزیلند) منع و ممنوع شده و حداقل توصیه شده تا بناهای معمولی و ساختمانهای یکی دو طبقه امکان ساخت داشته باشند و از تجمع و انبوهسازی باید به هر طریق ممکن اجتناب شود.
– در پهنههای یاد شده علاوه بر ساخت بنا بر روی پهنه گسل، خطر لغزش جدی است. بناهای ۸ تا ۱۲ طبقه یا بلندتری که اکنون در حال ساخت در پهنه گسل شمال تهران در سوهانک، شهرک شهید محلاتی، کاشانک، گلابدره، محله امامزاده قاسم، باغشاطر، دربند، ولنجک، کوی دانشجو، شمال فرحزاد، حصارک کن و کل ناحیه شمالی منطقه ۲۲ هستند، بسیاری بر روی شیبهای ۳۰ تا بیش از ۷۰ درجه احداث میشوند! در این شیبها حتی در شرایط بدون زمینلرزه هم احتمال خطر زمین لغزش و مشکلات دیگر در فصل زمستان در آنها بالاست. در یک زمینلرزه مهم این دامنههای تحت خطر میتواند مشکلات مضاعفی تجربه کنند.
باید توجه کنیم که زلزله تهران شبیه هیچکدام از زلزلههای طبس ۱۳۵۷، منجیل ۱۳۶۹، بم۱۳۸۲ و ورزقان ۱۳۹۱ نخواهد بود. احتمالا تجربه منحصربهفردی خواهد بود که آن را تاکنون در ایران نداشتهایم و تنها باید برای آن، بر پایه مطالعه و مدلسازی و شبیهسازی سناریوهای گوناگون و شناخت سناریوی بدترین حالت آمادگی لازم را پیدا کنیم. زمان رخداد آن زلزله را نمیدانیم اما برپایه آنچه که از دوره بازگشتهای زلزلههای مهم در پیرامون تهران میدانیم، آن زلزله ممکن است روزی اتفاق بیفتد. در سال ۱۳۷۰ برنامهای دنبال میشد تا در باغ شاطر دربند ساختمان بلند – برجی – احداث شود. این برنامه ایده شهردار وقت بود و مشاور شهرسازی ابراز میداشت که در کنار کاخ سعدآباد (محله نسبتا فقیرنشین باغ شاطر در آن روز) و در عمل در سوی دیگر خیابان دربند محلهای احداث شده است که تناسبی با آن سوی دیگر خیابان دربند (کاخ) ندارد! این محله که در کنار باغ بزرگ ملک و در حد فاصل گلابدره و دربند قرار داشت – و قرار دارد – باغ شاطر نام دارد. هدف آن بود که این بناهای احداث شده – بیشتر در سالهای بعد از انقلاب- با مدرنسازی و شهرسازی جدید ساماندهی شود (ایده محوری هم احداث برجی بلند در باغ شاطر بود). با مطالعات ما مشخص شد که محله باغ شاطر روی یک زمین لغزش بزرگ، با صفحه لغزش مشخص (با شیب به سوی جنوب)، بر روی گسل شمال تهران (با شیب به سوی شمال) قراردارد. ضمنا این توجه بعدها به محلههای دیگر نیز از جمله فرحزاد، حصارک کن، سوهانک و سعادت آباد و ولنجک در شمال تهران گسترش یافت.
پنج سال اخیر پدیده عجیبی بهصورت ساخت بناهای متعدد بلندمرتبه – ۶ تا ۱۲ طبقه و بلندتر – در چنین پهنه پرمسالهای دیده میشود. جالب است که در تمام ۲۵ سال گذشته تحول در این منطقه ادامه داشته ولی سرعت اخیر در ساخت بناهای بلندمرتبه و بهویژه رشد ساخت این همه ساختمان بر روی شیبهای گاه تا ۶۰ درجه وبیشتر عجیب و باورنکردنی به نظر میرسد. نکته جدید بیشتر از جنبه عجله در ساخت بناهای بلندمرتبه (۶، ۱۰، ۱۲ و گاه تا ۲۰ و ۲۲ طبقه) در نواحی شمال تهران و بر روی پهنه گسل شمال تهران است. در این مورد نکتههای زیر مهم به نظر میرسد:
– ساخت بنا «بر روی» پهنه گسل فعال در آییننامههای مهم در کشورهای لرزهخیز (نظیر آییننامه AP در کالیفرنیا و آییننامه نیوزیلند) منع و ممنوع شده و حداقل توصیه شده تا بناهای معمولی و ساختمانهای یکی دو طبقه امکان ساخت داشته باشند و از تجمع و انبوهسازی باید به هر طریق ممکن اجتناب شود.
– در پهنههای یاد شده علاوه بر ساخت بنا بر روی پهنه گسل، خطر لغزش جدی است. بناهای ۸ تا ۱۲ طبقه یا بلندتری که اکنون در حال ساخت در پهنه گسل شمال تهران در سوهانک، شهرک شهید محلاتی، کاشانک، گلابدره، محله امامزاده قاسم، باغشاطر، دربند، ولنجک، کوی دانشجو، شمال فرحزاد، حصارک کن و کل ناحیه شمالی منطقه ۲۲ هستند، بسیاری بر روی شیبهای ۳۰ تا بیش از ۷۰ درجه احداث میشوند! در این شیبها حتی در شرایط بدون زمینلرزه هم احتمال خطر زمین لغزش و مشکلات دیگر در فصل زمستان در آنها بالاست. در یک زمینلرزه مهم این دامنههای تحت خطر میتواند مشکلات مضاعفی تجربه کنند.