خيابان نواب، كه يك خيابان شمالي ـ جنوبي در تهران مركزي است، یک نقش حياتي و مهم
در اتصال برخی مناطق و محلات در خلال اين 70 سال گذشته داشته است. کل پروژه 800
هکتار بوده و شامل برخی از این محلات می¬باشد و قبل از احداث،جمعيتی حدود 259828
نفر را در بر می¬گرفت. هيچ بناي تاريخي ثبت شده¬اي در منطقه وجود نداشته است،
ساختمانها اکثراً 50 تا 60 ساله بوده و شامل عماراتی یک تا دو طبقه می¬باشند که
نمایانگر معماری دوره¬ی پهلوی دوم می¬باشد. منطقه داراي هويت اجتماعي با روابط و
پيوندهاي قوی فرهنگي ،اجتماعی و خانوادگی و حس تعلق بوده كه شامل چند همسايگي معروف
و شناخته شده با روابط بسيار دوستانه و اتحاد و انسجام بوده¬اند. همانگونه كه
خواهيم ديد تمامي اين روابط توسط پروژه بازسازي و ساخت¬و¬ساز نواب كاملاً از بين
رفته است.
طرح اتوبان شهید نواب در ادامه اتوبان شهید چمران در اولین طرح جامع تهران 1345
مطرح گردید ولی مقیاس پروژه،طیف تخریب و منابع مالی مورد نیاز برای اجرای طرح آنقدر
بالا بود که هیچ مقام مسئول یا سازمانی جرأت آغاز و افتتاح پروژه را نداشت.
سرانجام در اواخر سال 1370 بود که شهرداری تهران طرح
را پذیرفت و شروع به اجرا و انجام آن کرد. علاوه بر مسير موتوري وسايل نقليه، تصميم
گرفته شد كه یک مسیر دهلیز مانند را به مجموعه ،جهت ایجاد یک منطقه مسکونی، تجاری و
اداری برای استفاده مردم با تراکم بالا اضافه کنند.
چند دليل اساسي در پشت اين تصميم بود: يكي اينكه فضايي را براي فعاليتهاي استقرار
دوباره كه اساساً مسكوني و تجاري هستند فراهم آورد، دوم اينكه منابع مالي عظيم مورد
نياز براي اجراي پروژه را فراهم کنند،سوم فضاهای نامطلوب منطقه را بهبود بخشند و
چهارم اینکه در اطراف بزرگراه ساخت-وسازی جدید و کنترل شده شکل دهند.
اجرای واقعی پروژه در سال 1373 آغاز شد.ساختمانها با تراکم بالای 15 طبقه و
کارکردهای مسکونی،تجاری و اداری پیشنهاد داده شدند.انتظار می¬رفت که پروژه در عرض 4
سال به اتمام برسد ولی وسعت مداخله و بار سنگین مالی و ضعف مدیریت شهری از جمله
دلایلی بودند که پروژه برای چندین سال به طول انجامید.فشارهای مالی بعداً مقامات
شهری را وادار کرد که تمامی فضاهای فرهنگی ، آموزشی و همچنین فضاهای سبز را به دلیل
غیر اقتصادی بودن آنها از طرح حذف کنند.



بر اساس آنچه که در بخش قبل بیان گردید،پروژه نواب را می¬توان از جهات گوناگونی
بررسی نمود. پروژه از جنبه¬های مختلف اجتماعی، فرهنگی، کالبدی و ... مشکل¬ساز بوده
و رفع تمامی مشکلات نه در این بحث می¬گنجد و نه به طور کامل قابل حل است.
وجود و تحقق برخی معیارهای پایداری نظیر سرزندگی، هویت، امنیت و دسترسی می¬تواند در
بهبود وضعیت آن چاره¬ساز باشد، لیکن با توجه به معیارهای فوق به بررسی و تجزیه و
تحلیل محل می¬پردازیم.